ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

724

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

را در انديشه گنجانيد و از آنها مهمتر ، وضع بازرگانان خاور دور است ] [ 1 ] مانند عراق ايران [ 2 ] و هندوچين كه مسافران ، اخبارى شگفت آور دربارهء ثروت و رفاه آنان نقل ميكنند و چه بسا كه در موارد بسيارى مردم آنها را نمىپذيرند و عامه كه آنها را ميشنوند گمان مىكنند زر و سيم آنها از مردم مغرب بيشتر است ، يا آنكه معادن سيم و زر در آن نواحى بيش از مغرب وجود دارد ، يا بسبب آنكه زرهاى ملتهاى پيشين تنها به آنان اختصاص يافته است ، ولى حقيقت امر چنين نيست . چه معدن زرى كه ما در آن سرزمينها ميشناسيم فقط در نواحى سودان است كه به مغرب نزديكتر است تا مشرق و كليهء كالاهايى كه در نواحى مشرق وجود دارد آنها را براى بازرگانى بكشورهاى ديگر صادر مىكنند در صورتى كه اگر آنها به زر و سيم بسيارى اختصاص مىيافتند كالاهاى خود را در راه بدست آوردن ثروت بكشورهاى ديگر گسيل نميداشتند و به كلى از جلب سرمايه‌هاى ديگران [ 3 ] بىنياز مىبودند . و ستاره شناسان چون اين اوضاع را مشاهده كرده و از فراوانى وسايل زندگى و موجبات رفاه و توانگرى مردم شرق در شگفت گرديده‌اند ، معتقد شده‌اند كه بهره و حصهء عطاياى كواكب و سهام [ 4 ] در مواليد مردم مشرق بيش از مواليد مردم مغرب است . و اين موضوع چنان كه گفتيم از نظر مطابقت ميان احكام نجومى و احوال زمينى صحيح است و ايشان در اين باره سبب نجومى موضوع را ياد كرده‌اند ، ولى تنها سبب مزبور كافى نيست ، بلكه لازم است علت ارضى آن را نيز به ياد آورند و آن همان است كه ما ياد كرديم و گفتيم فراوانى و وفور عمران به سرزمين و

--> [ 1 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپهاى مصر و بيروت نيست . [ 2 - ) ] در اينجا شايد عبارات مقدم و مؤخر شده و « مانند عراق ايران » گويا بايد بعد از « بازرگانان مشرق » باشد . مگر اينكه بگوييم مراد مؤلف ممالك شرقى دجله و فرات تا حدود چنين است . [ 3 - ) ] بجز چاپ ( 1 ) كه و لاستغنوا است در ديگر چاپها به غلط ( و لا يستغنوا ) و ( و لا استغنوا ) است . [ 4 - ) ] سهام اصطلاح نجومى است . جمع سهم بمعنى بخشى معين از فلك البروج و سهمها نزد منجمان بسيار است مانند : سهم السعاده يا سهم القمر و سهم الغيب و سهم الايام و سهم غلامان و كنيزكان . . . رجوع به كشاف اصطلاحات الفنون و حاشيهء چهار مقاله ص 89 چاپ آقاى دكتر معين و تعليقات ايشان شود .